عطا ملك جوينى
52
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
و كتيبة لبّستها بكتيبة * * حتّى اذا التبست نفضت لها يدى « 1 » خواست كه بعد خراب البصره پاى از ميان كار كشيده « 2 » و دست بآغوش كنارهنشينى و انزوا فراكند و پشت بكوه عافيت باز نهد و روى در كشد مگر بسلامتى سر بر گردن و جان در تن نگاه دارد و « 3 » اين هوس در ديگ دماغ به آتش طمع « 4 » مىپخت و با خويش « 5 » مىسرائيد « 6 » بكوش تا بسلامت بمأمنى برسى * * كه راه سخت مخوفست و منزلى بس دور و روز و شب درين انديشه و تفكّر بود و فرجهء فرج « 7 » و خلاصى و رخنهء امان و مناصى « 8 » مىانديشيد و روزگار از حسرت و ضجرت و رنّت « 9 » و گريهء او مىخنديد و بزفان معنى مىگفت كه گر زفان تو راز دارستى * * تيغ را با سرت چه كارستى ناگاه موكّلان حضرت چون مالكان و قابضان ارواح در رسيدند و گفت كه ، ياران همه رفتند كنون نوبت تست ، الا اى خيمگى خيمه فروهل * * كه پيش آهنگ بيرون شد ز منزل « 10 » او را از خانه برگردونى در « 11 » كنار قراقورم بيرون آوردند خويشتن را بيمار زار « 12 » ساخته از آنجا از عاج او واجب شمردند و بياوردند چون به حضرت رسيد و « 13 » يارغوچيان او را يارغو كردند هرچند گناه او از كفر ابليس مشهورتر بود امّا بعد از اقرار و اعتراف بر عقب ياران و شريكان
--> ( 1 ) من ابيات للفرّار السّلمى و اسمه حيّان بن الحكم يعتذر فيها عن الفرار ، انظر شرح الحماسة للتّبريزى ج 1 ص 99 ، و الحماسة البحتريّة طبع ليدن ص 65 - 66 ، ( 2 ) ه : باز كشد ، د ح افزودهاند : كند ، ( 3 ) ح اين واو را ندارد ، ( 4 ) كذا فى ح ، آ ب د ه : طبع ، ز : سودا ، ج ندارد ، ( 5 - 8 ) اين جمله فقط در ح است و از ساير نسخ بكلّى ساقط است ، ( 6 ) ح سهوا بيت آينده گر زبان تو الخ را اينجا دارد ، ( 7 ) ح : فوحهء فرح ، ( 9 ) تصحيح قياسى ، آ : ريب ؟ ؟ ؟ ب : ريب ؟ ؟ ؟ د : ريب ، ج : ريب ؟ ؟ ؟ ، ه ز ح ندارند ، ( 10 ) منوچهرى ، ( 11 ) د : بر ، ج : تا ، ( 12 ) ه : و زار ، ح : و نزار ، ( 13 ) ه اين واو را ندارد ،